لیالــی

خون تو جاذبهء زمین را بی اعتبار کرد

يكشنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۳، ۱۱:۲۲ ق.ظ

با خودم فکر می کنم اصلا چرا باید

رباب ، با آب هم قافیه باشد

روضه خوان ها زیادی شلوغش می کنند

حرمله آنقدر ها هم که می گویند تیر انداز ماهری نبود

هدف های روشنی داشت

تنها تو بودی که خوب فهمیدی

استخوانی که در گلوی علی بود سه شعبه داشت

شش ماه علی بودن را طاقت آوردی

خون تو جاذبهء زمین را بی اعتبار کرد

 حالا پدرت یک قدم می رود بر می گردد

می رود بر می گردد

می رود...

با غلاف شمشیر برایت از خاک گهواره ای بسازد

تادیگر صدای سم اسب های وحشی از خواب بیدارت نکند

رباب می رسد از راه

با نگاه

با یک جملهء کوتاه

آقا خودتان که سالمید انشاالله...

کانال

نظرات (۱)

  • ˙˙·٠•✿ اِقلیما ✿•٠·˙˙
  • چقدر بی پرده و باز روضه می خوانید
    دل است
    سنگ که نیست
    هرچند
    سنگ هم خون گریست ...
    پاسخ:
    اینو ما نخوندیم
    خوندن
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    < برگرفته شده از صدای نور