لیالــی

بزن باران

پنجشنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۳، ۱۱:۱۴ ب.ظ

بزن باران

زمین لب تشنه تر از این نخواهد شد

هوای خانه ات مه دارد و سرد است،

بیا هم خانه ما شو

بزن باران،

زمین تب کرده از احوال آدمها هراسان است

نشان ده روی سردت را،

بیا طوفان و دریا شو

باران

گلوی آسمان بغض است و دردش را نمیدانم

سرازیر از نگاهش شو، زمین غم را خریدار است

هزاران عاشق بیچاره دارد میگدازاند،

برای عاقبتهاشان غمی دیوانه میخواهد

سریع و بیخبر لبریز شو،

فرصت نده

ما همه از چترهامان دیگر گریزانیم

بزن با منطق رگبار صحرایی

بزن باران...

نمیدانی چه دلها با تو میگریند

نمیدانی... بزن باران

تو هم عاشق شدی باران؟

که از آن ابر پاره دل نمیبُری!

نمیدانی...

نمیدانی همین عشقی که دل بر مهر او بستی

به زرق یک دم برقی رهایت میکند باران!

جداشو!

ما زمینی ها خاطرات دل گسستن در تو میبینیم

بزن باران، زمینی شو

زمینی دل نمیبندد...

کانال

نظرات (۲)

سلام علیکم
خدا قوت
فوق العاده بود.

عذرمی خواهم خودتون نوشتید؟
پاسخ:
علیکم السلام
کانال رو دنبال کنید
خدایا ...
چه یافت آن که تو را گم کرد و چه گم کرد آن که تو را یافت ...
سلام و عرض خدا قوت ...
لینک شدید خواستید لینک بفرمایید.
یا حق
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
< برگرفته شده از صدای نور