لیالــی

۱۶ مطلب با موضوع «شهید من» ثبت شده است

او خیلی

مواظب چشم هایش بود

او خیلی

شجاع بود..!

کانال

شنا در دریای مردم،  

برای فتح قلب ها

عملیات کربلای چهار 

به پیروزی رسید

کانال

می شمارم بارها تا یکصد و هفتاد و پنج

می نویسم آب، دریا، یکصد و هفتاد و پنج

خاطر خود را تسلی میدهم با مشق عشق

من شدم مجنون و لیلا، یکصد و هفتاد و پنج

عشق ، جان تازه ای بگرفته است این روزها

می کند کار مسیحا یکصد و هفتاد و پنج

 

 

کانال

چرا آقازاده های ما

میم هه و دال ذال می شوند

ولی ...

آقازاده های آنها شهید؟

کانال

خوش به حال او که پیش از آنکه مرگ

لحظه‌ای به بردنش فکر هم کند

بی هوا پرید...!

چند عکس و یک خبر؛

از او همین به ما رسید

چند عکس و یک خبر و نام کوچکش

نام کوچکش «جهاد» بود

نام خانوادگی؛ شهید...

شعر؛ محمد مهدی سیار

حرفی است عامیانه

که می گویند:

تقدیر هرکسی را بر

صفحه سفید جبینش نوشته اند،

بگذار عامیانه بیاندیشند،

پیشانی تو شاهد این راز است،

زخم تو مثل نقطه آغاز است.

بگذار عاشقانه بگویم

پیشانی تو سوره نور است ...

کانال

روی طاقچه ... زیر عکس

نوشته بود؛

اثری ماندگار از

هنرمند ملعون معاصر

صدام حسین..!!

کانال ندارد

< برگرفته شده از صدای نور